ابراهيم عاملي ( موثق )

99

تفسير عاملي ( فارسي )

اوّل به پيغمبر امر مىشود مخالفين خود را بمبارزه دعوت كند تا از برترى و تفوّق شخصيّت خود نسبت به ديگران استفاده كند و فقط با اعمال شخصيّت كه همان ايمان و ثبات در دين و عقيده ى او است مخالف را مرعوب و مغلوب كند . در مرتبه ى دوّم استفاده است از ضعف شخصيّت و بيدينى عرب كشيش خود خواه طمّاع لجوج سرسخت كه اين حالات نفسانى آنها از گفتار محمّد بن اسحاق منقول در صفحه ى پيش به خوبى معلوم مىشود اگرچه اين قسمت دوّم در آيه تصريح نشده است ولى از مجموع نقل مفسّرين و صريح آيه و ختم سخن به همان دعوت فقط و اعلام اينكه مطلب همين است و اگر كسى قبول نكند نشانه ى سوء نيّت و افساد است معلوم مىشود كه پيغمبر ( ص ) را متوجّه بضعف شخصيّت و بطلان عقيده ى آنها مىكند كه از اين دعوت بمبارزه خواهند ترسيد و تسليم به تو خواهند شد . « 1 » بگفته ى نظامى : هر كه نه در حكم تو باشد سرش بر سرش افسار شود افسرش در همه فن صاحب يك فنّ توئى جان دو عالم بيكى تن توئى فتح تو سر چون علم افراخته خصم تو سر ، چون قلم انداخته

--> ( 1 ) تذكّر بيك مطلب لازم است و آن اينستكه رسول خدا ( ص ) از جانب خدا مأمور شد كه نصاراى نجران را كه بمدينه آمده بودند در صورت نپذيرفتن اسلام بمباهله دعوت نمايد و رسولخدا ( ص ) بنابر امر پروردگار آنانرا دعوت بمباهله فرمود بدين صورت كه طرفين دعوا فرزندان خود را بياورند و نيز زنان خود را حاضر كنند و همچنين خودشان را ، آنگاه خدا را بخوانند و در بارهء دروغزن نفرين كنند ، ترسايان هم پذيرفتند لكن پيغمبر ( ص ) با اينكه شايد بيش از 9 زن در حبالهء نكاح داشت باتّفاق امت هيچكدام را در مباهله شركت نداد در حالى كه در آيه صريحا ذكر « نساءنا » شده است و ظاهر آن زنهاى پيغمبرند آيا مسلمانى ميتواند بگويد آنحضرت معنى « نساءنا » را نميدانست يا بگويد ميدانست اما از مأموريت سر باز زد ؟ هرگز مسلمى چنين گمان باطلى نخواهد كرد ، پس ناچار بايد بگوئيم عمل پيغمبر ( ص ) خود روشنگر آيه است و قطعا مراد از « نساءنا » نساء اهل البيت بوده و آنهنگام در ميان أهل البيت جز زهراء عليها السّلام كسى نبوده است كه مشمول آن واقع شود لذا همورا بمباهله برد .